تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

مراسم سوگند اوباما را نگاه می کنم.

حرفهایش را برای مردم کشورش شنیدم.

صورت مصممش، نگاه نافذش، کلام قاطعش....

این مرد را دوست دارم.

...........................................................................

زمانی عاشق فیلم های تاریخی صدا و سیما بودم.

این روزها وقتی اتفاقی چشمم به این دسته سریال ها می افتد دلم می گیرد.

دوره خفقان رضا شاه...

سانسور مطالب ...

بگیر و ببند روزنامه چی ها...

آخ که چقدر آشناست.

...........................................................................

نگاهمان کسری از ثانیه بیشتر طول نکشید.

ولی حرفهای بیشماری در آن نگاه بود.

چشم در چشم مردی که روزگاری امید نسل من بود

مردی که شور زندگی را در نسل من بالا برد و بعد از آن اوج سقوط کردیم

بد شکستیم سید جان

بد

تمام شور خردادی برایم زنده شد در همان کسری از ثانیه

رو در رو

چشم در چشم

لبخند زدیم و از کنار هم گذشتیم

تو حتما به این نگاه های غمگین نسل من عادت داری

نسلی که تو امیدش بودی و اسطوره اش

نسلی که فکر کرد اشتباه پدرانش را جبران می کند با حمایت از تو

نسلی که نا امید شد...

ولی کینه ای از تو به دل ندارم

دلچرکین هستم و اما هنوز دیدنت را دوست داشتم

 ...........................................................................

چقدر دلم می خواست می توانستم به دولتمداران کشورم احساس خوبی داشته باشم.

کاش می توانستم باور کنم که سردمداران کشورم به من خیانت نمی کنند..

دلشان برای من و دیگر هم میهنانم می سوزد و مال و جان ما را چپاول و غارت نمی کنند.

کاش قدرت این را داشتم که چشم هایم را ببندم و لبخند بزنم و نگران کودکان آینده کشورم نباشم که شاید روزی حدیث دریای خزر و جزایر خلیج فارس و منابع گاز مشترک را در تاریخ خواهند خواند.

۱۳٩۱/۱۱/٤ | ٢:٠٩ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir