تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

چرا ازدواج نکردم؟(5)

چقدر دلم یک دسته بزرگ نرگس می خواد!
میگفت هر شات لیزر را 1500 می گیره ؛ باید حساب کنم چقدر پول باید جمع کنم !
بچه های دانشگاه هم موجودات خوبی هستند ولی نمی دونم چراباهاشون صمیمی نمیشم !
این کفشهامو دوست دارم ولی خیلی زود از ریخت افتاد!
ازین دختره خبری نیست !!
دلم سفر می خواد برنامه بذارم حداقل با تله کابین برم هتل تو چال !
چقدر دلم براش تنگ شده !
یادم باشه رفتم خونه بنویسم که به استادم زنگ بزنم !
عابر بانک خالی !! برم ببینم کارتم هنوز اعتبار داره یا از بس پول توش نبوده بستنش !
و
شانس اورد اصلا موضوع را جدی نگرفتم وگرنه کلی خرج دک وپزم باید می کردم ! پالتو و کفش و روسری و...!
اینها تمام افکاری بود که در حال رفتن به سر قرار از مغزم گذشت و این اخری یک خورده منو به موضوع برگردوند .. چیکار دارم می کنم . اینا همش به خاطر ناتوانی تو یک نه گفتن ساده بود ! اصلا من که ازین خانومه خوشم نمیاد که حالا تیکه هایی که اون گرفته را بپسندم . فقط دارم میرم که به خودم بگم ببین من رفتم و ندیده رد نکردم .و شاید به خودم بقبولونم که احمق جان هر چقدر هم بخوای ظواهر را کنار بزنی بازم توشون گیر کردی و تیپ و قیافه برات مهمه ! برای اولین بار سر وقت رسیدم .
ای بابا اینا که اومدن ! تو منتظر پراید بودی خوب این که رنوه !! هاهاها! بسه نخند یک خورده کنترل کن جان من !
سلام و ...
میرم عقب میشینم و تکون نمی خورم !
نه خواهش می کنم !
ای بابا ! باید برم جلو ! سلام ! حالتون خوبه ! وای خدا جون ازون قیافه هاست که من یک لحظه هم نمیتونم تحمل کنم ! خدایا اخه منکه گفته بودم چشم سبزا رو فاکتور بگیر ! اونم این مدلی ! ای وای حیونی چقدرم به خودش رسیده ! ولی چرا شلوار سرمه ای با بلوز مشکی ! جوراباشو چجوری ببینم حالا ! اگه سفید باشه که باید نیم ساعت را تو ده دقیقه خلاصه کنم ! خوشم میاد خوب اتو دست خودم میدم ! خوب سرکار خانوم شما که خودت از رو رنگ جوراب طرفت را محک میزنی چطور انتظار داری اونا اونم این پسرای این دوره زمونه به رخت و لباست توجه نکنن و یکراست عاشق کمالات و فضایل اخلاقی شما بشن که خودت هم تو وجودشون شک داری !
من جای خاصی مد نظرم نیست ! مهمون شمام پس انتظار هیچ پیشنهادی از من نداشته باشید !
بابا این یارو چرا هیچ جا را فکر نکرده !پسر تو این سن و سال حداقل یکی دوتا کافی شاپ باید بلد باشه ! نه خوب لابد اونجاها پاتوقشه و نمی خواد با این تشکیلات اونجاها بره ! مثل خودم دیگه ! بد نیست ادم منصف باشه !
از حق نگذریم خوب رانندگی میکنه ! ولی زیادی محتاطه ! چرا به این ماکسیماهه راه داد ! مرتیکه خیلی رودار بود!**
*شماهمیشه اینقدر خوب رانندگی می کنید یا اینکه حالا حفظ ظاهر می کنید ؟**
نه من کلا ادم خونسردی هستم و سعی می کنم تا جایی که بتونم تو رانندگی اعصابم را خرد نکنم !
برو بابا ! حالا خوب شد این خانومه اومدا ! وگرنه من با این دق می کردم ! پسره یک جا را نشون نکرده ! همینجوری داره دورشهر می گرده ! راستی جوراباشم مشکیه و کفشاشم خوبه ! اخ اگه اونم با این چشم بخواد به من نیگاه کنه ! با این کفشای ضایع !!
بسه دیگه بریم خونه ! این خانومه هم که دست بردار نیست ! مردم اینقدر از کمالات من و این بیچاره تعریف کرد ! ولی این چرا چشمش را باز نمی کنه ببینه ما کلی تفاوت داریم ! اصلا فاز خانوادگیمون جداست ! یعنی واقعا ما اینطور به نظر میرسیم که اون اینجوری برام لقمه گرفته ! اخ اخ داره بحث و می کشونه به بقیه دخترای فامیل ! اونا که با شاه هم فالوده نمی خورن چه برسه به این برنامه ها !
راستش دخترا همشون یک جورایی گیرن و اگر برنامه های پدربزرگم اینا نبود ؛ کلی عروسی داشتیم !**
یادم باشه یه چیزی ازین دخترا بگیرم که این بلا را از سرشون دور کردم .
جدی چرا من این مسخره بازی را قبول کردم ؟؟ نکنه واقعا یک جور انتقام بود ازین پسرا ؟ ای بابا ؛ ولی خداییش هم پسره موجود خوبیه و هم خود این خانومه واقعا بی قصد و غرضه ولی چیکار کنم اون یک ذره احتمالی را هم که می دادم از طرف خوشم بیاد چشمای سبزش بر باد داد!!!
چقدر ساکته ! علی القاعده من باید خجالت بکشم که از وقتی سوار ماشین شدم دارم یک ریز حرف می زنم و چرند می گم ! خوب اینم یک کافی شاپ !! کی بود گفت یک جای موند بالا ببرش ! اخه خنگول تو خودت جای موند بالا می شناسی که حالا هم می خوای رو سر پسر مردم خراب شی ؟
ای بابا این از رفتار اجتماعی چیزی نمی دونه ! پسر باید در را باز کنی برای خانوما تا وارد جایی بشن ! وایستاده اون ته ! نه بابا ! این بیچاره ساده تر از این حرفهاست ! یا ازون مارمولکاست یا ازونا که نمی دونن دختر را با کدوم خ می نویسن !!
بابا من ازین خوشم نیومده ؛ کی رو باید ببینم ! دیگه حوصله سئوال جواب را هم ندارم ! منکه تکلیفم مشخصه ! تمام اون سئوالهایی رو هم که راجع به سن و سال و خانوادش کردم برای گزارش به خاله ها و دختراشون بود !! یادم باشه ایندفعه دیگه زیر بار این حرف نرم که میگن با یک جلسه شخصیت طرف مشخص نمیشه و باید معاشرت کنید چند جلسه ! هردفعه خر میشم و چند بار پسر مردم را میذارم سر کار و اخرش هم به خاطر همون دلیل ساده اولی سر و ته قضیه را هم میارم !
بابا وقتی یکی به دل ادم نچسبه ؛ نچسبیده دیگه !! این دلیل این نمیشه که طرف ادم بدی باشه ولی خوب من با هر ادم خوبی نمی تونم کنار بیام ! اگه اینجوری بود که تا حالا با خودم کنار اومده بودم !
وای بستنیش هم که بد مزه است ! کاشکی منم کافه گلاسه می خورم !
اینا نمی خوان دل بکنن ؟؟ مردم از بس مزخرف گفتم و شنیدم ! این پسره هم که باید از زیر زبونش حرف کشید ؛ انگار من رفتم خواستگاریش ! شیطونه میگه یک سئوال بغرنج بکنم توش بمونه ها ! برو بابا شیطون جان ! این سئوالهای سادشم به زور جواب می ده !
من فکر می کنم که بهتره برم ! مامان اینها جایی مهمانند و منتظر منند که برم اونجا ! ( لبخند ژکوندتو از صورتت بردار )
یعنی چی میگه ما رفیق نیمه راه نیستیم ؛ بی خیال ول کن برم ولی بدم نیست برسونتم ها ! به این می گن سو استفاده مشروع !!! وای رسیدیم بالاخره !!
بسیار خوش گذشت و خیلی خوب بود که شما را بعد از مدتها دیدم وشما اقا از دیدنتون خوشحال شدم و .... ( جان من ول کن این مزخرفاتو ) من باهاتون تماس می گیرم !!
بشین تا زنگ بزنم ! وای چقدر باید رو مامانم کار کنم تا بهش زنگ بزنه و قانعش بکنه !! به این میگن اعتماد به نفس ! تو از کجا می دونی اون ازت خوششش اومده ؟؟؟
ولی در کل خوب بود . فهمیدم خیلی چیزها که به ظاهر و در حرف برام مهم نیست در عمل برام مهمه و نتیجه اینکه زیادی حرف نزنم و ادعا نکنم !! ولی خداییش پسر بدی به نظر نمیومد ؛ کاشکی می تونستم معرفیش کنم برای فلانی !!! من که این خانومه را دیده بودم و می دونستم مدل خانوادشون با ما فرق داره پس چرا تن به این مسخره بازیها دادم ؟؟؟ در ضمن منکه می دونستم هنوز کلی از خوددرگیریهام مونده و حل نشده و امادگی ورود ادم جدید به زندگیم ندارم ؛ چرا اینهمه خودم را عذاب دادم ؟؟ تازه قسمت سختش مونده !! میدونم که بر می گرده و میگه حالا چند جلسه معاشرت کنن و اخلاقاشون دست هم بیاد !! یا اینکه با یک جلسه که نمیشه قضاوت کرد !! وای بمیرم زیر بار نمی رم !! دلیل ازین منطقی تر ؟؟ طرف چشماش سبز بود !!


نوشته شده در ۱۳۸٢/۱٠/٢۴ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ
۱۳٩۱/۱۱/٤ | ۱:٤۱ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir