تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

دلم نمی خواهد مروج غم باشم.

دلم نمی خواهد سرباز سپاه تاریکی باشم.

دلم نمی خواهد تجلی افسردگی و تلخی باشم.

چرا که این با رسالت حضور انسان در زمین منافات دارد.

آنچه امروز نیاز داریم ، شادی، شجاعت و امید است.

شادی...

واژه ای بس غریب و بیگانه است انگار...

شادی را گناه می دانیم و تعریفی درست نداریم برای این واژه 4 حرفی.

شادی یعنی یک حس خوب

یعنی قدرت

یعنی درک زیبایی با تمام سلول ها.

شادی از خودبی خودشدن نیست ولی از خود به خود میاوردت .

شادی قدرت می دهد

شادی انگیزه می دهد برای بهتر زیستن

شادی امید بخش است

چرا ما این حس را از خود محروم می کنیم؟

ولی نکته اینجاست که این غم و فسردگی چه کارکردی دارد که اینگونه به آن چسبیده ایم و رهایش نمی کنیم .؟

زیست شناسان و پزشکان دلیلش را اعتیاد به سطح بالای هورمون های استرس می دانند.

ما خود را در شرایطی قرار می دهیم که این هورمون ها ترشح شود و اینجوری احساس امنیت می کنیم.

بسان معتاد به مواد مخدر.

اما اگر شادی را تجربه کنیم می فهمیم که چقدر تفاوت است میان این دو حس.

ولی بازی بس عظیم تر است از تجارب فردی ما

کسانی هستند که از غم ما سود می برند و فسردگی ما مایه قدرت ایشان است.

مردم افسرده بی انگیزه هستند و زندگی حیوانی و گاه نباتی را ارجح می دانند به زندگی پویا و هدفمند.

و این مستمسک خوبی است برای استثمار و بهره کشی

استفاده از منابع طبیعی و ثروت مادی و معنوی مردمی این چنین به راحتی آب خوردن است برای سودجویان

پس دامن می زنند به پدیده افسردگی و تقویتش می کنند.

استفاده از رنگ های تیره

موسیقی های حزن انگیز

کلمات منفی

رفتار های ضد ارزش

دروغ و خیانت

کینه و دشمنی

تلخ می شویم و غیرقابل تحمل

نه خودمان از وجودمان لذت می بریم و نه دیگران

حقیر و ذلیل می شویم و از تحقیر خود و دیگران لذت می بریم.

به شکوه انسانیت وشادی بیندیشیم

سخت است میان هزاران هزار فشار اقتصادی و روانی و اجتماعی سربلند ایستادن ولی

بیایید با اهریمن غم و فسردگی مبارزه کنیم

بیایید جهان را جای بهتری برای زندگی خود و اطرافیانمان بسازیم.

زندگی کوتاه تر از آن است که اسیر غم باشیم و منفعل..

نسل ما همانقدر که راه را برای آیندگان هموار کرده است به آنها ظلم نموده..

۱۳٩۱/۱٠/٢۳ | ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir