تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

ده سال پیش یک شب تابستانی زیر پل پارک وی ساعتها باهم صحبت کردیم.

من از پسری که دوست او بود و یار من گفتم و او از دختری که دوست من بود و دلش رابرده بود.

آن شب گذشت و مسیر هر چهارتای ما از هم جدا شد.

سالی یکبار در مراسمی خاص از دور همدیگر را می دیدیم . فیس بوک و اس ام اس هم چندان کارامد نبود.

دیشب پیامکی عجیب داشتم ازش و باز سر حرف باز شد.

حالا می دانم که این رابطه ادامه همان دوستی 10 سال پیش نخواهد بود و تجربه ای دیگر است .

اما مشکلی در میان است .

عزیزترین فرد زندگیم را دشمن می دارد و باید حد و مرز این بازی را مشخص کنم.


در شادی شکوه یلدا شریک باشید.

۱۳٩۱/٩/٢٦ | ۱:٠٠ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir