تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

پسرک ادعای عاشقی دارد و عجیب بیگانه است با الفبای این هنر.

طلبکار است و خودخواه.

ادب آداب دارد و عاشقی نیز.

و چه بی ادب رفتار می کند.

و صد افسوس که در توهم خود غرق است.

اشتباهاتش انقدر زیاد است که حتی قابل اشاره نیست.

ادعاهایش سر به فلک می زند و کلامش نشان از تهی بودن شخصیت دارد.

و صد افسوس که در بازی روزگار بد بازنده ای است.

روزی او هم بزرگ می شود و پست و بلند روزگار را خواهد چشید و خواهد فهمید که عشق دو طرفه است وحکایتی بس عظیم تر از هوس ها و یا انگاره های کودکانه است.

اگر عشقت راستین بود ، مردانه قدم برمی داشتی و پشت هویت بی نام و بی اعتبار مجازی پنهان نمی شدی.

اگر عشقت حقیقی بود برای دیگری و خواستش احترام و ارزش قائل می شدی و نه اینکه با تحکم و دستور ، امر به اطاعتش دهی.

اگر عشقت راستین بود....

هزاران هزار جمله می توانم برایت بگویم ولی وظیفه من تربیت تو نیست و آموزش عاشقی را باید خود بیاموزی...

گفتم تا بدانی ...

فرصت سوزی کردی .

پسر جان!

تو مرا نمی شناسی و این برشی که از زندگی من می بینی تمامیت وجود من نیست.

عاشقی به تمامیت است.

همانطور که کوته فکری دیگر عاشق چشم شهلا می شود و بقیه خصوصیات را مجنون وار حذف می کند تو هم عاشق کلمات شدی...

چه می شناسی از من و از نیازهای من؟

چه می دانی از خواست ها و ارزش های من ؟

جز آنچه در غالب نوشته ها در این دنیای مجازی خوانده ای؟

زمان عشق لیلی و مجنون گذشته است.

حداقل انکه من نیازی به مجنون ندارم و این مجنون بازی هایت مرا می رماند.

خیال خامت را به گور می بری

اگر وقت گذاشتم و برایت نوشتم به خاطر آن است که خسته شدم از نادانیت، از ادعاهایت و از چرندیاتت.

در دنیای واقعی کم نیستند افرادی مثل تو که هر کدام در توهمات عاشق دلخسته برای خود رویاها می بافند.

خواستم بدانی که اگر ادعای عشق داری به خواست من احترام بگذار و کاری نکن که این هویت مجازی را به کل از بین ببرم .


پ.ن :جناب آقای امید این نوشته کاملا برای شخص شماست . و امیدوارم بالغانه رفتار کنی. اگر کامنتی از شما ببینم متاسفانه باید بگویم که نتیجه خوبی نخواهی دید.

۱۳٩۱/٩/٢٥ | ٥:۳۱ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir