تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

یک خانه تکانی در روابطم شاید خیلی از مشکلات را حل کند...

دسته بندی آدم ها ...

اینجوری از همه آدم ها توقع خیلی از کارها را ندارم...

یک سری آدم هایی هستند که می شناسیمشان، به دلایل کاری و یا ارتباطات متفرقه..

یک سری افراد خانواده هستند. دور یا نزدیک.

سری بعدی اما، آدم هایی هستند که زمانی با آنها روزگار و لحظاتی خوب را گذراندی...

در قاموس من این آدم ها دوست نامیده می شوند.

و مشکل اصلی همین دوستان هستند.

وقتی برچسب دوست روی کسی می زنی یعنی توقعات خاصی از آنها داری و متقابلا تو نیز باید متفاوت عمل کنی...

ولی یک واقعیت وجود دارد و آن نیز تاریخ مصرف این روابط است.

نمی توانی تا ابد یک رابطه را دوستی بنامی بدون آنکه روابط رودر رو و تعاملی داشته باشی...

آدم های زیادی هستند که در طی زندگی در لحظات غم و شادی در کنار هم بوده ایم ولی به جبر زمانه این روابط عمیق کمرنگ شد ولی توقعات و انتظارات همانقدر پررنگ باقی ماند...

هنوز هم اگر در کنار این افراد قرار بگیرم کلی حرف دارم و خیلی راحت تر از بقیه می توانم اسرار مگویم را بازگو کنم برایشان ...

ولی به شرط اینکه ببینمشان.

الان به نتیجه رسیدم که باید یک تجدید نظر در این روابط انجام دهم.

یک دسته بندی جدید.

فکر کردم منصفانه نیست که وقتی خودم سراغی از آنها نمی گیرم توقعی داشته باشم.

از دیروز شروع کردم.

برای تک تکشان به نام پیامک دادم که دلم برایشان تنگ شده ...

خیلی ها جواب ندادند.

خیلی ها از این پیامک های فورواردی باربط و بی ربط فرستادند.

دو سه نفری هم شکلک فرستادند.

یکی دو نفر هم درست و حسابی جواب دادند ...

این جوری تکلیفم روشن شد.

حالا من دسته ای از افراد را در شبکه ارتباطی دارم که :

  • زمانی روزگار خوشی با آنها داشتم.
  • ارزش ارتباط دارند
  • فقط وقتی کار دارم با آنها تماس می گیرم
  • وقتی تماس میگیرند یعنی کار دارند
  • توقعی ندارم ازشان.

و حالا دوستانم عده معدودی هستند که بی دلیل و بی بهانه حالم را می پرسند و من نیز...

سعی می کنیم حتما برای هم وقت بگذاریم و با هم ارتباط رودررو داشته باشیم.

حرف مشترک دارم.

اینجوری سبک ترم انگار..

۱۳٩۱/۸/٤ | ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir