تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

پزشک نازنین می گوید: کمی غذاهای گرم بخور . طبعت رو به سردی می رود و این برای تو که همیشه طبع گرمی داشتی خوب نیست.

می گویم : دکتر جان فکر مصیبت های تجرد را هم بکن!

می خندد و می گوید : خوب ازدواج کن.

می گویم : اینجوری که من از شما دکتر ترم چون 20 سالی است که می دانم دوای دردم چیست.

می گوید : مشکل تو خلق و خوی قوی و مردانه ات است.

می گویم : مرد تر از خودم پیدا نکردم.

سرش را تکان می دهد و نسخه را به من می دهد.

واقعا چه باید کرد؟

35 سال با این خلق و خو سر کرده ام. نمی دانم چقدر می توانم تعدیلش کنم و ظرافت های زنانه را وارد کنم.

برای حضور در جامعه مردسالار در حال گذر چاره ای نیست جز بالا بردن ضریب خلق و خوی مردانه ...

اصلا باید تعدیل شود؟

باید خودم را عوض کنم و یک موجود دیگر شوم؟

نمی فهمم مشکل کجاست؟

من مردتر از خودم پیدا نمی کنم یا مردان در من زنانگی نمی بینند.؟!

ولی می دانم که تغییرات باید بنیادی باشد و نمی شود ادا در آورد.  مصیبت ها کشیده ام از این ادا در آوردن ها.

خودم که می دانم وقتی دلم بلرزد و مردی به حریم دلم راه پیدا می کنم از صد تا زن طناز هم طناز تر و ظریف تر خواهم شد.

ولی مهم گذر از این سد سکندر است که این روزها هر کسی جربزه اش را ندارد و صد البته پایمردیش را...

۱۳٩۱/٧/٢٧ | ۱:٢۸ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir