تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

حواست باشه اینجا دوربین داره ...

ساعت 12 شب بود که وارد سرازیری تونل توحید شدم.

تا برسم به دوربین سرعت را از 100 به 60 رساندم.

وارد تونل خلوت شدم و به آرامی جلو رفتیم .

حس عجیبی بود.

انگار همه چیز کند شده بود.

موسیقی ملایم هم مکمل فضا شده بود.

تجربه عجیبی بود.

انگار وارد دنیایی با آهنگی کند تر شدی...

انگار زمان کش می آمد.

انگار کلی فرصت داشتی که زندگیت را مرور کنی...

انگار تا زمان رسیدن به در تونل می توانستی تمام حرف های نا گفته را بزنی...

ولی فقط سکوت بود و سکوت...

باید می رفتی به عمق ..

به درون وجودت ...

تجربه عجیبی بود تجربه کند شدن آهنگ زندگی ...

برای منی که این روزها جاده زندگیم چنین آهنگی دارد گذر از این تونل درسها داشت برایم...

اگر می خواهی به جادوی محیط پی ببری باید خود را همگام با اهنگ محیط کنی و گرنه ضربه خواهی خورد

۱۳٩۱/٧/۱٩ | ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir