تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

هر کدام از ما کهن الگویی (آرکتایپ)  داریم که ناخودآگاه با او همذات پنداری می کنیم و بر اساس آن الگو نقش خود را در زندگی ایفا می کنیم...

سه تا اتفاق باعث شد تا در 12 سالگی ارکتایپی را در ناخودآگاهم حک کنم که زندگیم را شکل داد..

در ان دوران فیلم و ویدئو ، "برباد رفته را دیدم  و غرق در لباس و دکور و ...شدم. 

چند نفری از شباهتم به ویویان لی گفتند و من سرخوش از این تعارف...

کتاب برباد رفته را کمی بعد گرفتم و تک تک جملاتش را بلعیدم...

 همان زمان ها در یک کتاب طالع بینی هم خواندم که شخصیت زن متولدین فروردین اسکارلت است و همین همزمانی سبب شد که در ذهن من حک شود که شخصیتی همچون او برای خود بسازم...

از اراده و قدرتش خوشم آمد ...

زنی که عاشق است و سختی ها را به خاطر عشق تحمل می کند و موفق است. 

زنی که خواستگاران بیشمار دارد ولی به عشق رویاییش وفادار است.

زنی که زیبا و مرکز توجه است و برای حرف و حدیث مردم تره هم خرد نمی کند.

مستقل است و با اراده...

نمی دانم چگونه به این نتیجه رسیدم که اسکارلت چنین زنی است؟

در دنیای بی غل و غش نوجوانی ، ندیدم که اسکارلت زندگیش را بر پایه یک رویا ساخته است.

ندیدم که او به خاطر عشقی خیالی سختی ها را پشت سر می گذارد و امیدی واهی دارد...

نفهمیدم که اسکارلت فرصت ها را از دست داد به خاطر یک رویا

رویایی که انقدر عمیق بود که حتی انکار مستقیم اشلی و واقعیت بارز هم نتوانست خرابش کند...

ندیدم که او محبت صادقانه اطرافیان به خودش را نمی بیند و در دنیای خود غرق شده است...

نفهمیدم که اسکارلت یک خانم حسابی نیست.

نفهمیدم که او صورت مساله را پاک می کند...

نفهمیدم که او اهل تظاهر است و پر از عقده ...

از آدمها برای اهدافش استفاده می کند...

با رویا خوش است و درکی از واقعیت ندارد...

با همان ذهنیت خالص کودکانه اسکارلت شد الگوی من...

حالا باید تبعاتش را هم بپذیرم ...

بپذیرم که اسکارلت بودن یعنی زندگی در خیال واهی...

یعنی دنبال داشته دیگران بودن..

یعنی تلاش برای بدست آوردن چیزی که نه مال توست و نه به دردت می خورد...

یعنی چشم روی واقعیت بستن...

شاید اگر آن زمان می فهمیدم که شخصیت مثبت این کتاب ملانی است زندگی این روزهایم رنگ دیگری داشت...

ملانی خالص است و عاشق...

مهربان است و پشت ظاهر آرامش اقتدار دارد...

ملانی مصمم است و مدبر...

همه دوستش دارند و بهش احترام می گذارند...

دانا است...

قدردان است...

همراه و همدمی دارد که از هم درک متقابل دارند...

شاید مورد توجه مردان نیست ولی همه به او به دیده تحسین می نگرند...

ملانی یک انسان کامل است...

ربع قرن گذشته و من با انگاره اسکارلت زندگی کرده ام ...

حال باید این انگاره را پاک کنم و الگویی در ناخودآگاهم بنشانم که مرا به سوی کمال و رشد سوق دهد...

در ناخوداگاه همه ما بیشمار ارکتایپ وجود دارد ...

ولی مهم این است که بشناسیمشان و فعالشان کنیم و با آگاهی از وجودشان از آنها استفاده کنیم...

بی انصاف نباشم و اعتراف کنم که اسکارلت برایم کارکرد هم داشت ولی دیگر تاریخ مصرفش گذشته و باید جایگزینی مناسب برایش پیدا کنم..

۱۳٩۱/٥/٢۳ | ۱:۱٧ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir