تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

بد جور دلم را شکستی ...

انتظارش را نداشتم ...

هنوز ته دلم امید داشتم که قدرم را بدانی ولی ....

نتوانستم باور کنم اینقدر در نظرت بی ارزشم که به این راحتی قربانی دیگرانم کنی...

فکر نکردی که چقدر تحقیر شدم ...

از خودم بدم می اید که امروز بعد از ٣ روز سکوت و بی محلی باز هنگام ورودت دلم لرزید...

می دانم که او جایی برای من نگذاشته است ...

می دانم که حضورش به قدری پر رنگ است که مرا نمی بینی و او اجازه نخواهد داد که  بیندیشی ....

باز هم دلم را شکستی و افسوس که تکه های شکسته این دل بهانه تو را می گیرند....

۱۳۸٩/۱٠/٢۱ | ٩:۱٢ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir