تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

شواهد و قرائن نشان از آن دارد که باید کمی به خودم توجه کنم و بیشتر خودم را دوست داشته باشم...

اما چگونه؟

سئوال سختی است . خیلی وقت ها فکر می کنیم که کاری که می کنیم در راستای دوست داشتن خودمان است در صورتیکه اینگونه نیست و فقط داریم به کودک درون باج می دهیم و سرش را گرم می کنیم تا در امورمان کارشکنی نکند و سرش به دلخوشی های کوچک گرم باشد ولی تبعات این باج بسیار سنگین است...

مثل خوردن شکلات و غذاهای چرب برای خفه کردن نق و نوق های این کودک سرکش...

نتیجه اش این است که لختر آرام می گیرد و من می مانم و لباس هایی که تنگ شده است..

باید مرز بین کلیت وجود و کودک درون را تفکیک کنم.

کار سختی است.

به خصوص این روزها که دلشکسته و مغموم است.

اسباب بازی هایش را گرفته اند و مریضی پدرم عدم امنیتی عظیم را برایش به ارمغان آورده ...

برای دوست داشتن خودم چه باید بکنم؟

به سر و وضعم برسم؟

خانه و زندگی را نظم بدهم؟

نقاشی بکشم؟

دوستان جدید؟

کارهای ناتمام را تمام کنم؟

باغبانی کنم؟

در رابطه با خودم مستاصل شده ام...

واقعا چه باید کرد؟

۱۳٩۱/٥/٢ | ٤:٤۸ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir