تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

اگر بخواهم خصوصیات اخلاقی خودم را خلاصه بگویم نتیجه اش این می شود:

یک نارسیسیم ایده آلیست سلطه جو!

این تعریفی است که این روزها از خودم دارم ...

با این تفاضیل آیا اعتماد به نفسی باقی می ماند؟

جالب است که زمین و زمان دست به دست هم داده اند که ثابت کنند اصلا هم اینطور نیست و من آدم بهتری هستم ...

خیلی بهتر...

آدم هایی که مرا نمی شناسند ولی کلا آدم شناسند...

آدم هایی که مرا می شناسند و آدم شناس هم هستند...

آدم هایی که آدم شناس نیستند ولی مرا خوب می شناسند...

آدم هایی که من خوب می شناسمشان ...

آدم هایی که حرفشان برایم حجت است...

همه و همه تعریفی از من ارائه می دهند که عجیب باهم یکی است و نقاط اشتراک زیادی دارد ...

ولی مشکل اینجاست که این تعریف با تعریف من از خودم خیلی فرق دارد...

چرا باورشان ندارم ؟

چرا وقتی تمام شواهد و قرائن دال بر ارزش شخصیت و نقاط مثبت و توانایی هایم است نمی توانم خود را باور کنم؟

آدم ها به کنار...

توی این مدت کلی تست روانشناسی انجام دادم که باز هم همان نتیجه را می دهد و از قدرت ها و تواناییها و ارزش بالای وجودم می گوید؟

چرا خودم را باور ندارم؟

چرا؟

این حس حقارت مثل خوره از درون پوکم می کند...

اعتماد به جهان و اعتماد به آدمیان که شرط اول شخصیت سالم است را ندارم...

می دانم که یکی از دلایلش بر می گردد به شکست هایی که در رابطه های عاطفی خورده ام ولی چرا نتوانسته ام جبرانش کنم؟

 

۱۳٩۱/٤/٢٤ | ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir