تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

وقتی فکر می کنم می بینم آن زمان بحث ازدواج برایم بیشتر در حد یک شوخی و خنده بود . شاید وجود یک خواهر و برادر بزرگتر مجرد و خیل عظیم دختر های فامیل که آن زمان دوران بالای ٢۵ و سی سالگی را تجربه می کردند از واقعی بودن این ماجرا برایم می کاست. با وجود آنکه آن زمان جوان های زیادی در خانواده بودند ولی هیچ کدام حرفی از ازدواج نمی زدند و کلا در دوران کودکی و نوجوانی من ٢ یا ٣ عروسی از اقوام نزدیک برگزار شد و همین موضوع باعث شده بود که من به ازدواج به چشم واقعه ای در دوران ٣٠ سالگی به بعد نگاه کنم.

هر بار هم که دوست و آشنایی زمزمه ای می کرد با خنده و شوخی از سر باز می شد.

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٩ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


Design By : Pichak