تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

دقیقا وسط این بلبشوی نارنجی مبارزه با خشونت علیه زنان کتاب " خاطرات یک گیشا" دستم رسید.  

کتابی که از بیست سال پیش تا بحال سودای خواندنش را داشتم.

گیشا در فرهنگ ژاپن قشر خاصی از جامعه هستند که برخلاف تفکر عامه روسپی نیستند و در حقیقت زنان هنرمندی هستند که سخت تعلیم دیده اند تا هنرهای خود را در مجالسعرضه کنند و ابزار سرگرمی مردان را فراهم آورند.

 آن ها دخترانی هستند که از کودکی تحت تعالیم خاصی برای خدمت رسانی به مردان تربیت می شوند. در زبان ژاپنی گی به معنی هنر و مهارت و شا شخص است. ترکیب گی شا یعنی هنرمند. گیشاها قدمتی 200 ساله دارند. این دختران از کودکی در گیشا خانه ( اوکیا ) آئین گیشایی را آموزش می دیدند که عبارت بوده از : رقص سنتی ژاپن، نواختن ساز و دانستن موسیقی سنتی ، پذیرایی با چای، گل آرایی ، شعر خوانی و دانستن ادبیات برای خوش بیانی.

گیشاها زنانی هستند که موسیقی، آواز، رقص و شعر، سخنوری و داستان‌سرایی بلدند و با تعالیم درازمدت در مؤسسه‌ها و آموزشکده‌های خاصی، با قدرت کلام، آواز، هنر شعر و موسیقی و صدای خود، دیگران را سرگرم می‌کنند و به شکلی انفرادی مجموعه‌ای از هنرها را به نمایش می‌گذارند. گیشاها در بداهه‌گویی و بیانِ افسانه‌های حماسی، عاشقانه و تاریخی مهارت خاصی دارند و بنابراین لازم است خلاقیت و بهرة‌ هوشی بالایی داشته باشند.

گیشا به‌نوعی واسطة هنرهای ظریف و سنتی ژاپن با هنرهای روز است و برای رسیدن به این منظور، تعالیم دشوار و فشرده‌ای را زیر نظر مربیان کارآزموده می‌گذراند که این دورة آموزشی بین پنج الی ده سال طول می‌کشد. گیشا باید با تمرکز و جدیت به یادگیری بپردازد و فروتنی و اخلاق گیشاگری را تجربه کند.

یک گیشای واقعی به‌طور منظم تمام دوران بلوغ و نوجوانی خود را صرف آموزش می‌کند تا به مجموعه‌ای از هنرها و توانایی‌های بیانی و بدنی دست یابد و همین ریاضت و پشتکار جدی است که گیشا را چنین دست‌نیافتنی و در عین حال خواستنی جلوه می‌دهد. تنها تصور اینکه یک گیشای کار‌آزموده باید حدود پنجاه تا صد حکایت و قصة تاریخی و فولکلور ژاپن را بلد باشد و بتواند در مواقع مختلف تک‌نفره این قصه‌ها را روایت کند، اهمیت و دشواری گیشاگری را در حفظ هنر و فرهنگ سنتی ژاپن به‌خوبی نشان می‌دهد و در عین حال وظیفة دشوار زنان را در ایجاد آسایش برای دیگران به‌خوبی مشخص می‌کند. در نهایت آنچه که گیشا با خود می‌آورد رایحه‌ای دلپذیر از شادی، زیبایی، وقار و آرامش در زندگی روزمرة مردم است.

لباس گیشا کیمونو است و رنگ و نقوش کیمونویی که یک گیشا می پوشد با فصل و با سن گیشا تغییر می کند. گیشا بودن در فرهنگ ژاپن شغل با احترام و با ارزشی است و اشتباه گرفتن آن با فاحشگی ، پس از جنگ جهانی دوم به وجود آمده ، در آن دوران فاحشگان برای جلب مشتریان آمریکایی ، مانند گیشا ها آرایش می کردند و خودشان را گیشا می نامیدند در حالی که یک گیشا نباید ازدواج کند یا اگر کرد باید از شغلش کناره بگیرد، او هیچ وقت برای پول تن فروشی نمی کند . 

با خواندن این کتاب متوجه شدم در فرهنگ مردسالار ژاپن این دسته از زنان جایگاه خاصی داشته اند و هنوز هم دارند.

بعد به مصادیقی که این روزها به عنوان خشونت  علیه زنان  مطرح می شود فکر کردم.

مصادیقی که بعضا جزئی از فرهنگ ما هستند و نگرش به آنها از زاویه خشونت یک کمی قابل تامل است و بدون زیرساخت فرهنگی بدتر کار را خراب می کند تا سازنده باشد.

برای مثال اینکه برابری حقوق زن و مرد را مطرح می کنیم ، گروهی می پندارند که این یعنی زنی که کار می کند نباید توی خانه دست به سیاه و سفید بزند ولی در حقیقت برابری حقوق در امر خانه یعنی هر کس پول بیشتری به خانه بیاورد توی خانه کار کمتری خواهد کرد و اگر حقوق زن بخور و نمیر است و فقط به اندازه مایحتاج شخصی اوست هر چقدر هم زمانش صرف کار بیرون شود دلیل نمی شود کار خانه را لنگ بگذارد.

و یا وقتی مرد حقوق مکفی ندارد و درامد زن از او بیشتر است مسئولیت هایش در خانه از زن بیشتر است.

و پشت این قانون مشکلات اساسی تری نهفته است.

مثل عدم برابری حقوق زن و مرد در محیط کار با توجه به تساوی توانایی هایشان.

و یا فشار فرهنگ عامه بر روی کار مردان در خانه.

به هر حال نه به خشونت علیه زنان از یک پروفایل نارنجی بیشتر کار می برد.

این ماجرای پروفایل های نارنجی فقط به ما فهماند که چنین اتفاقی وجود دارد و جماعتی زیاد در گیرش هستند.

اما باید توجه داشت که انجام کار فرهنگی زمان می برد و ساختار می خواهد.

منی که امروز پروفایلم را نارنجی کردم و فردا توی جلسه مصاحبه شغلی تمام زنانگیم را بکار بردم تا نظر مساعد کارفرما را بگیرم هنوز که هنوز است درگیر ب بسم الله هستم.

منی که با پروفایل نارنجی کتاب مکر زنان را به خوبی در ارتباطاتم اعمال می کنم چه دلیلی دارد که جامعه ام تکانی به خودش دهد در راستای احقاق حقوق اولیه ام.

به هر حال برای تغییر باید خودمان را بشناسیم.

جامعه و تاریخمان را بشناسیم و محدودیت ها و توانایی ها را دریابیم تا بتوانیم ساختار را عوض کنیم.

۱۳٩٥/٩/۱۱ | ٩:٤٠ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir