تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

یکی از دوستان نوشته است:

زن ها باید زن بمانند و مردها مرد بمانند.
بین زن و مرد فرق است از خیلی جهات امــــــــا  تساوی حقوقشان در این تفاوت است.
چیزی که امروزه کمتر کسی میخواهد زیر بار آن برود همه از تساوی حرف میزنند و ژست های روشنفکری کمک حال این تفکر مخرب است.
راستی هیچ دقت کردید زمانه مدرن ما به اسم دفاع از حقوق زن، زن را به نوع دیگری از بردگی کشانده است:
نمونه اش:اشتغال زن ها،
انرژی زن باید برای شوهر و فرزندش باشدنه اینکه در محیط کار هدر برود...والبته مرد هم باید بداند زن نوکر باباش نیست بلکه امانت خداست در خانه او  پس باید امانت داری کند

من با قسمت اعظم نظر او موافقم.

زن باید زنانگی کند و مرد مردانگی و اینکه انتظار داشته باشیم این دو در جای یکدیگر قرار بگیرند اشتباه است.

اما درباره محل خرج انرژی با این دیدگاه مشکل دارم.

انرژی زن باید برای خودش باشد و نه شوهر و فرزندش.

شوهر و فرزند و کار، همه عوامل بیرونی هستند که به زن در فرایند رشد فردیش کمک می کنند .

زنانی که تمام وقت و انرژی خود را برای شوهر و فرزندانشان می گذارند دقیقا همان کسانی هستند که این روزها در دهه پنجاه و شصت زندگی افسرده و دلگرفته منفعلانه چشم به راه فرزندانشان هستند که یک سر بهشان بزنند و یا شوهری که سرش جای دیگری گرم است. آنها همان مادرشوهرانی هستند که مثل سنجاق قفلی به پسرشان چسبیده اند و انتظار دارند پسرشان معادل عروسشان برای آنها وقت بگذارد و یا مادر زنانی که تمام وقت خود را به سرویس دادن به دخترشان می گذرانند و انتظار دارند داماد غلام حلقه بگوششان باشد.

همانطور که زنان شاغلی که تمام انرژی خود را برای کار می گذارند بعد از بازنشستگی دچار بحران هویت می شوند. ولی با این تفاوت که این زن ها بلدند در اجتماع حضور داشته باشند و بالاخره مهارت های اجتماعی بالا تری نسبت به یک زن صرف خانه دار دارند گرچه مهارت های عاطفیشان لنگ می زند و در این زمینه زن خانه دار موفق تر است.

به نظر من وقت و انرژی زن باید برای خودش باشد. درست است که در برهه ای از زمان تمامش صرف فرزندش می شود چراکه آن موجود وابسته تکیه گاهی دیگر ندارد ولی در همان زمان هم زن می تواند برای خودش و رشد خودش وقت بگذارد و با مطالعه و کارهای پروژه ای به نیازهای دیگرش هم رسیدگی کند  اینجوری بعد از اینکه دیگران از وابستگی به او در آمدند دچار بحران هویت نمی شود و نمی گوید که من تمام زندگیم را برای اینها گذاشتم و اینم دستمزدم که تنها و چشم انتظار بمانم.

اشتغال زن ها را من بردگی نمی دانم گرچه تبعیض های بسیاری در این زمینه بر جنس مونث روا می شود ولی خانه نشینی و صرف پخت و پز و شستشو را هم کارعاقلانه ای نمی دانم.

اینکه زن باید آرامش مرد را فراهم کند هم حرف درستی است چون ذات زن است و هنری است که زنها دارند ولی این بدان معنی نیست که از همه توانایی هایش چشم بپوشد تا فقط این یکی را بپروراند.

من معتقدم توانایی و استعداد های زنان بسیار فراتر از روزمرگی های خانه داری است و این کفران نعمت است که تنها روی همین باریکه وجودشان متمرکز باشند و دیگر تلاشی برای پرورش توانایی هایشان نکنند.

من به خوبی می دانم که فضای کاری مردسالارانه ایران چه پوستی از زن ها می کند و آنها برای رسیدن به حداقل حقوقشان چندین برابر مردها کار می کنند و بازهم روند نگرش بهشان منفی است و دستاوردهایشان نادیده گرفته می شود و خیلی جاها محدود می شوند ولی همین هم از منفعلانه عملکردن بهتر است.

البته بماند که زن های خانه داری را می شناسم که در راه رشد فردیشان خیلی بهتر از زن کارمندی عمل کرده اند که تمام زندگیش به خواب و خوراک و کار خلاصه شده و در زندگی درجا می زند.

به هر حال مهم این است که در هر مسیری هستیم راه رشد خودمان را طی کنیم و هر روز و هر ماه و هرسال ببینیم که چه تغییری کرده ایم و چه قدم هایی برداشته ایم.

اگر فرزند خوبی تربیت کرده ایم دستمان درد نکند و لذتش را ببریم نه اینکه او را به خودمان مدیون کنیم .

اگر عشق و آرامش به شوهرانمان می دهیم بدانیم که او هم باید ظرف محبت ما را پر کند و این یک فرایند یکطرفه نیست.

به هرحال لب کلام اینکه تمام تخم مرغ های خود را در یک سبد نگه ندارید.

والسلام...

۱۳٩٥/٦/٢٠ | ٧:٤٩ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir