تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

ما زنها به درد جسمی خو کرده ایم. 

از دردهای ماهانه بگیر تا دردهای بند و ابرو و اپیلاسیون.

از یکجایی به بعد دیگر از درد نمی ترسیم.

درد جزیی از زندگیمان می شود.

راحت تر امپول می زنیم و زیر سرم می رویم.

وقت غذا پختن دستمان را می سوزانیم .

حتی در لحظات هم اغوشی هم درد می کشیم.

درد عادی می شود.

بدنمان درد را می پذیرد و تاب میاورد.

اینجاست که درد معنایش عوض می شود.

و امان از  وقتی که روحمان درد بگیرد.

ان وقت است که تاب تحملمان تمام می شود و فریاد می زنیم.

فریادهایی که یا در گلو خفه می شوند و یا گوله اشکی می شوند غلطان .

و گهگاهی هم بیرون می ریزند و ان وقت است که دیگران سر تکان می دهند و می گویند: زن است دیگر . ....

۱۳٩٥/٦/۱ | ٧:٠۳ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir