تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

به نظر من هر مردی باید در یک جنبه وجودش قهرمان باشد تا بتواند زنی را مسحور کند. در حقیقت این نیاز زنان حتی قویترینشان است که مردی قهرمان در زندگی خود داشته باشند که در وقت خستگی و ناامیدی بهش پناه ببرند.

نیاز نیست مرد شاخ غول را بشکند تا قهرمان شود او فقط باید در یک جنبه از وجودش افتخار آفرین باشدو این جنبه وجودی از قضا همان قسمتی است که به زنی آرامش می دهد.

و واضح است که برای هر زن این قسمت متفاوت است و هرچند در برخی از جهات وجوه مشترکی هم یافت می شود.

به هر حال من معتقدم زنان نیاز به قهرمان بیرونی دارند. قهرمانی که شاید از منظر دیگران پهلوان پنبه ای بیش نباشد ولی برای او رستم دستانیست افسانه ای....

چرا که نیاز او را براورده می کند و بهش ارامش می دهد.

بعضی زنان از مردان پولدار خوششان می آید، نه به خاطر پولشان که به خاطر اینکه فکر می کنند این مرد توانسته غول فقر را شکست دهد.

بعضی دیگر از مردان خوش سخن و یا آراسته خوششان می آید چون این مرد توانسته بر ناهنجاری و زشتی های اطراف غلبه کند.

برای بعضی دیگر همین که مرد دست به آچار باشد و هر خرابی کوچکی را تعمیر کند کافی است.

برای بعضی دیگر مردی قهرمان است که بخواهد دنیا را عوض کند.

مهم این است که مرد در یک خصیصه توانا باشد و افتخار آمیز.

بعضی وقت ها دانش مرد قدرت اوست و بعضی وقت ها مهربانیش.

گاهی قدرت جسمانیش مهم است و گاهی بزرگی روحش...

زن ها می دانند که در بسیاری از جهات توانایی هایشان از مردان کمتر نیست ولی هر چه توانایی هایشان بالا می رود باز هم قهرمانشان را می خواهند.

دلم نمی خواهد راجع به زمانی که این تصویر قهرمانی رنگ می بازد بگویم.

فقط می دانم هر مردی باید یک جایی برای یک زنی قهرمان باشد....

 

۱۳٩٥/٢/٥ | ٥:٥۱ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir