تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

عاشق گل گلایل هستم.

بیچاره اسمش توی گل های عزا برخورده است ولی من واقعا از دیدنشان لذت می برم.

به خصوص گلایل سفید.

هر چند که این روزها دیگر گلایل از مد افتاده و برای مسجد ها همه لیلیوم و دستکم داوودی مصرف می کنند ولی چه می شود کرد.

هنوز گلایل ها هستند که روی خاک خیس قبر پر پر می شوند.

چوب قد و قامتشان را می خورند انگار

و من عاشق همین راست قامتیشانم.

بعد از گلایل شیپوری دوست دارم.

آن هم به خاطر وقاری که دارد.

هیچ چیز بیشتر از یک دسته گل بزرگ نمی تواند من را ذوق زده کند.

حتی اگر دسته گلی از گل های قاصدک کنار جوب باشد.

همیشه می گویم از تاج گل های سر قبر بیزارم.

به خصوص برای خودم.

تا زنده هستم برایم گل بیاورید

گل سر قبر به چه کارم می آید؟

اگر تصادف چهل روز پیش کاری بود امروز چهلم را می گرفتند.

توی این چهل روز بود و نبودم چه فرقی داشته است؟

باید بررسی کنم.

۱۳٩٤/٩/۱٢ | ۸:٥٩ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir