تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

ماه رمضان ماه سختی است این سالها...

ولی تمام شدنش سخت تر است.

معلقم...

با اینکه ماه رمضان را نه یک خط قران خواندم و نه مثل سالهای پیش شب بیداری هایی خاص داشتم.

شاید به همین خاطر است که انگار باطریم نیمه شارژ از برق بیرون کشیده شده است و هنوز نیمه جان است.

دلم نمی خواهد در گیر خیلی از روزمرگی ها شوم، گرچه اینها هم نباشد کار مفید دیگری انجام نمی دهم.

اما در پی محیط امنی هستم از جنسی دیگر.

امنیتی از جنس رمضان شاید.

یکجور کرختی گریبانگیرم شده است.

دیروز 24 ساعت خوابیدم و امروز همچنان بی انرژی و لخت بودم.

آدم ها را نمی فهمم و حوصله سر و کله زدن با انها را ندارم.

دغدغه هایشان برایم بی معنی است.

دغدغه های من هم برای آنها معنا ندارد.

سعی می کنم با آدم هایی از جنس خودم معاشرت کنم تا کمترین انرژی صرف فهماندن منظورم به دیگران شود.

 

۱۳٩٤/٥/٢ | ۱:٤۸ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir