تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

دلم برای خدا تنگ شده است.

دلم برای لحظات با خدا بودن...

لحظات سکوت و عطر انگیز در دل شب...

وقت هایی که ذهنم آرام است و خودمم و رود سیال ذهن...

تن سپرده ام به نسیمی

 یا صدای مرغ حقی

و دلم گرم است به حضور همدل و همزبانی...

اما راستش را بخواهید دلم برای خدا تنگ شده است.

دیشب قران خواندم

بعد از مدتها

نه که نمی خواندم

می خواندم اما از سر وظیفه

ولی دیشب خواندم تا به جانم بنشیند که البته پوستم کبره بسته بود و به عمق نرسید ولی انگار خیس خورد و لطیف شد.

دل تنگم

دلتنگ

دلتنگ لطافتی که هرجایی یافت نمی شود.

لطافتی که می دانم زمانش ایام رجب است و شعبان و رمضان....

و من انگار گیر کرده ام در هوای دربسته و مانده صفر و شوال....

پنجره ها کجایند؟

نفسم دیگر بالا نمی آید.....

۱۳٩٤/٢/٢۳ | ٢:٤۱ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir