تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

قایق پارویی صفای خودش را دارد، حس و حال خوب و آرامش خاص خودش را. می تونی سوار قایق بشی و آرام پارو بزنی و از منظره ها لذت ببری قایق موتوری هم حال و هوای خودش را دارد، سرعت ، بادی که به صورتت می خورد، موج هایی که ایجاد می کند و شتک های آب که به اطراف می پاشد. از قایق پارویی نباید توقع سرعت قایق موتوری را داشته باشی، وقتی عجله داری نباید سوار قایق پارویی بشی و بخواهی سریع به مقصد برسی ... اینجوری هم خودت عذاب می کشی و هم قایق را مستهلک می کنی ... بعضی آدم ها مثل قایق موتوریند، بعضی ها هم مثل قایق پارویی . یک سری ها ذاتا تند و تیزند و سریع کار ها را انجام می دهند. گروه دیگر آرامند و یواش و آهسته کارها را پیش می برند... کلا هر کدام مزایا و معایب خود را دارند ولی مهم این است این آدم ها در جای درست قرار گیرند. برای کارهایی که بازه زمانی کوتاهی دارند استفاده از افراد دسته دوم فاجعه است. و برای کارهایی که ارامش لازمه کار است دسته اول بدرد نمی خورند. من خودم ادم نوع اولم ، کلا سرعتم بالاست. اطرافیانم هم اکثرا تیپ خودم هستند ولی این وسط همکاری وجود دارد که از نوع دیگر است. یعنی اگر یک کار را به هر دوی ما بدهند من در ۵ دقیقه و او در ۶ ساعت انجام می دهد و این من را عصبی می کند. هر چقدر هم با خودم کلنجار می روم که حتی در حرکت هم ما اختلاف سرعت داریم چه برسد به کار باز هم دلم آرام نمی گیرد.( یعنی از اینور سالن تا آنور سالن با اختلاف یک دقیقه تردد کردیم) به هر حال من زیادی سریع هستم و او زیادی کند است و در حال حاضر که باید پروژه ای را تا چند روز دیگر جمع کنیم حضورش اعصابم را خط خطی می کند. تنها راهکاری که برای این ماجرا اندیشیدم ، استفاده از نیروی او در کارهای بدون بازه زمانی است که متاسفانه در شرکت ما بسیار کم است و البته به تخصص او بی ربط. ولی چه می شود کرد که زمان عنصر مهمی در کار است و عملکرد آرام او با روند پروژه ها جور در نمیاید و عملا وسط کار باید دیگری جورش را بکشد. به هر حال این روزها دوباره زندگیم روی دور تند افتاده و سرعت گرفته، باید تدبیری بیندیشم و متعادلش کنم.
۱۳٩٤/٢/٧ | ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir