تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

در میان دسته بندی آدم های بین بصری، سمعی و لمسی می توانم خودم را در رسته لمسی- بصری ها بگذارم و کمترین امتیاز را به سمعی بدهم.

یعنی خیلی بیشتر ازاینکه ببینم و یا بشنوم به کیفیت حضور و فضا اهمیت می دهم و همین باعث می شود تا در مورد برخوردهای فیزیکی بسیار محتاط عمل کنم.

بیشترین حس را از لمس محیط اطرافم می گیرم و به همین خاطر افرادی که بهم نزدیک می شوند باید حس مثبتی بهم انتقال دهند. به سختی دیگران را در آغوش می گیرم مگر اینکه به استانداردهای محبت و صداقت من رسیده باشند و خلوصشان برایم محرز شده باشد. در حقیقت حریم شخصی گسترده ای دارم و حتی دست دادنم بدون شکست در آرنج است و بیشترین فاصله را با فرد ایجاد می کنم.

و این در مورد افرادی نظیر آرایشگر، دندانپزشک و ... بسیار دردسر ایجاد می کند و بسیار سخت می شود که بخواهم کسی را برای دریافت خدمات از او انتخاب کنم.

یعنی اگر مشکلی برای کسی که ابرویم را مرتب می کند و یا دندانپزشک و یا اپیلاسیون کارم پیش آید جایگزین کردنش برایم بسیار سخت است. چون باید کسی باشد که بیشتر از تخصص ، حس خوب داشته و یک جورایی مهربان و انرژی مثبت باشد.

و چه فرایند سختی است جایگزین کردن ، آرایشگری که حامله شده و کار نمی کند و یا پزشکی که مهاجرت کرده....

به هر حال برایم جالب است که اینقدر این خصوصیات در زندگی و ارتباطاتم تاثیرگذار بوده و می تواند تعیین کننده باشد.

۱۳٩٤/٢/٢ | ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir