تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

بحث داغ تجاوز به نوجوانان ایرانی داغ است هرکاری می کنم اما، دلم با این خبر نیست، نه اینکه تلخی داستان را حس نکنم ولی انگار چیزی هست که برایم اینهمه هیاهو و جنجال را تقلبی می کند، پروسه فرودگاه را مرور می کنم، هنگامی که این اتفاق افتاد مدیر کاروان کجا بود؟ خانواده اش نگفتند بچه ما کجاست؟ در کمتر از ۵ دقیقه همه اتفاق ها افتاده؟! و بعدهم هیچ کس از ظاهر انها حدس نزده چی شده؟ راستش را بخواهید همه اش شنیده ام به دوتا پسر تجاوز شده در فرودگاه ولی هیچ کس شرحی از کلیت ماجرا نمی دهد که خوب مدیر و مسئول کاروان چه کردند؟! کی و چه جوری؟ برای من که مردان کشورم در وطن خودم از ١٠ سالگی به خود اجازه می دهند هر زنی را که رد می شود با چشمان و زبان و دست های خود مورد تعرض قرار دهند اینهمه داد و بی داد خسته کننده است، غیرت ملی و های و هوهایش هم برایم بی معنی است، اگر این اتفاق در فرودگاه ترکیه میفتاد هم اینهمه سر و صدا می شد و یا این هم بازی سییاست است برای پشت پرده های جنگ یمن؟! و برایم جالب است که چرا تا بحال این اتفاق نیفتاده بود؟! مسلما بار اولشان نیست؟! ولی چرا هیچ کس جرات نکرده بود جیزی بگوید؟! پاسخش جز این است که ما به تجاوز عادت کرده ایم؟! اگر اعتراف کرده اند که با زنهای زائر هم همین بساط را داشته اند پس یعنی این ماجرا سر دراز دارد و ما خو کرده ایم که بلا سرمان بیاید و حرف نزنیم، مگر نه اینکه این همان کشوری است که ورود دختران مجرد ایرانی را منع کرد بدون حضور همسر و همه هم راحت پذیرفتند؟! چرا ان موقع صدای کسی در نیامد. چرا همه به راحتی پذیرفتند که دختر مجرد ایرانی می شنگد و در عربستان هزار کثافت کاری می کند و آبرو می برد؟! این تجاوز نبود؟! این قشقرق خسته ام می کند. منی را که با فرهنگ سکوت بزرگ شده ام تمام این هیاهو ها، آزار می دهد. همین ملتی که توی شبکه های اجتماعی رگ غیرتشان بادکرده حالم را بهم می زنند چون می دانم اگر همین آدم ها در خیابان ببینند مردی به دختری آزار می رساند راه خود را کج می کنند و زیر لب می گویند ببین دختره چه کرده بود؟! عادت کرده ایم دختر ها مقصر باشند و محکوم. کافیست در خیابان مردی زنی را بزند ، با یک کلمه دعوای خانوادگی است همان اندک کسانی که جلو امده اند و دوربین به دست ماجرا را نگاه نمی کنند هم پا پس خواهند کشید. ما به تجاوز خو کرده ایم ، خودمان. اگر یاد گرفته بودیم متجاوزخطاکار است و نه قربانی شاید سال ها پیش این ماجرا خاتمه می یافت و زودتر پرده های کثافت کاری های شرطه ها فروکشیده می شد. به هر حال حالم بهم می خورد از کسانی که الان شروع کرده اند در این موج سواری عقده های دلشان را بر سر عربستان و اسلام و حج خالی کنند، برای منی که با گوشت و پوست خودم نا امنی را در موطن خود تجربه کرده ام و مردان همزبانم به خود اجازه هر تعرضی را می دهند تمام این قیل و قال مسخره است. بازی های سیاسی است و نمی خواهم عروسک خیمه شب بازی این بازی شوم. این های و هو زمانی معنا داشت که ما با فرهنگ " هیس" بزرگ نمی شدیم ، زمانی ارزش داشت که ما فقط از دولت طلبکار نبودیم و خودمان هم منفعل نبودیم.
۱۳٩٤/۱/٢۱ | ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir