تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

ماه این شبها عجیب میخکوبم می کند.

چه پریشب که خسته از پله های مترو بالا آمدم و با او چشم در چشم شدم.

چه دیشب که وسط کلی غر غر و هیجان برای دوست نازنین یکهو نگاهم به نگاهش افتاد که از پشت فواره های رقصان بیرون میامد.

طلوع ماه زیباست.

ماه زیباست گرچه دشمن زیاد دارد.

جادویش را انکار نتوان کرد.

همت کنم برای دیدن طلوع خورشید هم بتوانم به یک فضای فارغ از سنگ و آهن بروم حالم خوشتر خواهد شد.

طلوع و غروب لحظات جادوییند.

چه مهر و چه ماه

در همه آیین ها و مسلک ها این دو زمان مقدس شمرده شده اند.

تاثیرشان در روح انسان بی نظیر است اگر به آنها توجه شود.

حیف که در تهران این دو فرصت را کم داریم و فضاهای معدودی وجود دارند که بی مزاحمت ساختمان ها و دودها بتوان طلوع و غروب را به نظاره نشست.

 

۱۳٩٤/۱/۱٧ | ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir