تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

کتاب سوکورو تازاکی بی رنگ و سالهای زیارتش

کتابی در توصیف تنهایی انسانی که بی رنگی و بی اثر بودنش را تا عمق وجود باور داشته و دوست نداشتنی بودنش را امری طبیعی می شمرد.

حکایت مردی که طردشدن ها و از دست دادن ها برایش جزئی از زندگی است و به آنها عادت کرده ولی نمی داند که هرکدام از این ازدست دادن ها باعث خونریزی درونی در روحش است که ذره ذره شیره حیاتی شور زندگیش را می مکد و او را تبدیل به انسانی مکانیکی می کند.

انسانی بی احساس که از برقرار کردن ساده ترین روابط هم عاجز است.

این کتاب حکایت برداشت های شخصی ما از خودمان است.

حدیث دیدن دنیا از منظر خودمان بدون توجه به اینکه واقعیت شاید، فراتر از درک ما باشد و گاهی با کمی سرسختی و عدم پذیرش قوانین تحمیلی از طرف ناخودآگاهمان می توان درک جدیدی پیدا کرد.

 قوانینی که ما را به این باور رسانیده اند که وجودت بی ارزش است و بود و نبودت بی تفاوت...

انسانی که نه آینده ای برای خود متصور است و گذشته اش نیز لبریز است از طردشدن ها و کنار گذاشته شدن ها و یا حس بد طفیلی بودن و سربار بودن...

داستان، روایت بی رنگی است. بی رنگی نه بهآن ارزشی که در عرفان ما معنا دارد بلکه بی رنگی به مثابه گم شدن در دریای شلوغ آدمیان رنگی ...

دیده نشدن

دوست داشته نشدن

و طرد شدن

دنیا را همانگونه باور کرده است ولی کافی است یکبار از همان ها که طردش کرده اند بپرسد چرا؟

حکایت آشنایی است.

آدم هایی که به قربانی بودن عادت کرده اند چون ته وجودشان باورداشته اند که نبودشان بهتر است پس شاید با قربانی شدن تاثیری در این جهان داشته باشند

اما واقعیت این است که دنیا آنی نیست که ما می بینیم و درک می کنیم.

دنیا را باید از زوایای دیگر دید تا درک درست تری از آن بدست آورد.

سوکورو بی رنگ بود ولی برای ساختن آمده بود.

سوکورو نمی دانست با هر ساختنی رنگی به دنیا می افزاید.

سوکورو به رنگ ها بیشتر از ساختن ها ارزش می داد ولی نمی دانست خیلی ها رنگیند ولی سازنده نیستند.

 

 

 

۱۳٩۳/۱۱/٢۳ | ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir