تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

حرف زیاد است، نوشتنی هست یا نیست را نمی دانم.

نوشتنی هم باشد اینکه همه بخوانندشان را شک دارم.

پس سکوت می کنم.

اما راستش را بخواهید چیزی در دنیایم گم شده است.

معنویت زندگیم کم شده...

دلم برای خدا تنگ شده است.

برای راز و نیازها و عشقی که بهم می داد.

او که دریغ ندارد من هستم که راه را گم کرده ام.

دلم خلوت با او را می خواهد در این شب ها

حال و هوای رمضان شاید؟!

مدت هاست که دستم به خیر نرفته است.

بذری از مهر نکاشته ام.

عشقی نپراکنده ام که آینه گی کنم صفات او را...

نه کریم بوده ام و نه رحیم...

قربش را هم که در این هزارتوی روزمرگی درک نکرده ام و فقط نام قریبش لقلقه زبانم شده است.

دلم برای یک خلوت سرشار از تفکر در محضر او تنگ شده است.

یا نور النور

یا منور النور

یا نور فوق کل النور

چقدر نیاز به روشناییت دارم در این شبهای تیره زمستانی...

۱۳٩۳/٩/۱٦ | ٤:٢٩ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir