تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

این روزه کمی نوشتن برایم سخت شده است ولی می خواهم بنویسم ...

حتی اگر روزگار خودم بد نباشد، اوضاع و احوال دور و بری ها چندان خوب نیست و همین اذیتم می کند.

غم دیگری از غم خود آدم سنگین تر است ، همانطور که شادی دیگری برای ادم شیرینتر است.

سخت است ببینی نزدیک ترین کسانت مشکلاتی دارند که تو نمی توانی کاری برایشان انجام دهی و بعد هم مچ خودت را بگیری که سعی می کنی از این واقعیت را انکار کنی و از فضا فرار کنی.

راستش را بخواهید این روزها بدجور احتیاج به یک حامی و یک آدم امن دارم.

یک آغوش امن...

یا حتی دستی که بگیرم و بگوید همه چیز درست می شود.

ناخودآگاه از آشنایان فاصله گرفته ام.

یک پله آن طرف تر ...

در عین حال نمی خواهم بارم را بر دوش دیگری بیندازم تا همانطور که من در مقابل مشکلات آدم های اطرافم کم آوردم و از دست مصیبت های همیشگیشان فرار می کنم آنها نیز از من نرمند.

بعد توی خلوت می بینم که چقدر محتاجم.

با همکاری در این مورد صحبت می کردم و گفت چاره اش رابطه چنسی است.

ولی هرکاری کردم نگفت که چطور می توان بدون حس و کشش این کار را انجام داد.

در کل مردهای دور و برم رویهم رفته سه یا چهار نفر هستند که می توانم به چشم مرد  و برانگیزاننده غرایز بهشان نگاه کنم .

از بعد از آن گفتگو همه جا سعی می کنم به این موضوع دقت کنم که واقعا می توان بدون هیچ کشش اولیه و فقط با تحریکات جسمی چنین رابطه ای را پیش برد؟

من که هرکار کردم و به هر کدام از مردهای دور و بر به چشم ابزاری نگاه کردم نشد.

حتی آنها که ذره ای تعلق خاطر داشتند و من ندید می گرفتم.

یعنی واکنش  بد هم نشان دادم که تمایلی ایجاد نشد.

نمی دانم ایراد از سیستم من است یا کلا طبع زنانه است؟

سالها شنیده بودم که خوی زنانه یکه شناس است و تابع احساسات، و حال با تغییر پارادایم ها انگار طبیعت آدمیان هم عوض شده و یا انتظار دارند عوض شده باشد و یا در حال عوض شدن است و من و امثال من سردرگم در این آشفته بازار....

پ. : کامنت ها نشان داد که نتوانسته ام خیلی خوب منظورم را برسانم و لازم است توضیح دهم که این روزها به خاطر فشار و بار غمی که مال دیگران است و کمرم را خم کرده نیاز دارم به یک حامی دارم که جنسیتش هم مهم نیست فقط نگاه امید بخشش کافی است ولی از طرف دیگر خیلی وقت است که می شنوم یکی از راهکارهای درمان استرس را روابط ج نسی بدون احساس تجویز می کنند و این برایم عجیب است چون با توجه به تجربه و خصوصیات من کار سختی است و تبعات سخت تری هم دارد و می خواستم بدانم آیا این فقط نظر من است یا بقیه خانم ها هم با من هم عقیده هستند چون تا جایی که می دانستم این موضوع و ماهیتش برای یک زن کمی فراتر از یک رفع غریزه است.کاش بانوان خواننده حس ها تجربیاتشان را به من می گفتند تا کمی از سردرگمی در بیایم و کامنتی تایید نخواهد شد مگر خودتان بخواهید .

پ.ن2:برایم عجیب نیست در این محیط بسته و ذهن های استقرایی سریعا نتیجه گیری شود که خوب دختر مجردی که در مورد روابط جن سی بنویسد حتما دارد غیر مستقیم اعلام نیاز می کند!! و از سویی دیگر فرافکنی ها که ای داد بیداد نکن عیب است و زشت است. بد نیست که با کمی تعقل به این نتیجه برسید که برای رفع چنین نیازی راهکارهای غیر مجازی و جذاب تری هم هست که کاربردی تر از وبلاگ هستند و سریعتر جواب می دهند و نیاز به فراخوان توی وبلاگ نیست.

نگران اشاعه فحشا و نسل جوان هم نباشید که از من و شما کاردرست تر هستند و امارش از دبستان شروع شده که اگر این بحث را در کلاس دوم راهنمایی مطرح کرده بودم الان کلی تجربیات در اختیارم گذاشته بودند و نه پند و اندرز...

۱۳٩۳/٩/۱۱ | ۸:٢۸ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir