تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

یک وقت ها به جایی می رسی که ترجیح می دهی باور کنی ته ته قلبت قبول داری که مثل قدیمی" دیگی که برای من نجوشه بهتره توش سر سگ بجوشه" یک مثل خوب و کاربردیه!!!

پ.ن: اعترافش درد داشت. این که اینجا نوشتمش به منزله آن نیست که تاییدش می کنم. به معنی آن است که ناخودآگاه من هنوز با ارزشهایی که برای خودم تعیین کرده ام و به ظاهر به آنها پایبندم کنار نیامده است.

این یعنی حسادت هنوز از ته دلم می جوشد و ویران می کند. یعنی می توانم آرزوی نابودی یک زندگی را بکنم چون مال من نیست. یعنی می توانم یک آدم را ندیده بگیرم چون چیزی دارد که من ندارم.

این یعنی خیلی جاها علی رقم اینکه فکر می کنی داری غبطه می خوری ولی کمبودها آنقدر بهت فشار آورده که حسادت جایگزینش شده و تو نفهمیدی....

و این یعنی زنگ خطر

۱۳٩۳/۸/٢۳ | ٩:۳٤ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir