تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

ذهن است دیگر بازی های خودش را دارد.

سالهاست که نظریه پردازان مختلف روی این بازی ها کار کرده اند و سعی کرده اند قواعدش را در بیاورند.

از گشتالتی ها که می گویند ذهن سعی می کند جزئیات را به صورت کل یکپارچه ببیند تا دیگران

اما همین بازیها است که گاهی ما را به بیراهه می برد.

ذهن عادت به طبقه بندی دارد.

همه چیز را طبقه بندی می کند، موضوعات را، پدیده ها را ، آدم ها را.

تیپ ها از اینجا بوجود می آیند.

نویسنده ها خوب با این مقوله آشنا هستند و از آن بهره می گیرند.

تیپ دانشجو، تیپ هنرمند، تیپ بازاری، تیپ بچه مسلمان، تیپ زن خونه ....

یعنی گروهی از انسان ها که بواسطه فصل مشترکی خصوصیات و خلقیات مشترکشان زیاد است و بنابراین رفتارشان پیش بینی پذیر شده و می توان همه این گروه را مثل کتاب باز خواند.

غافل از اینکه این شاید در دهه های کمی قبل تر به خوبی جواب می داد ولی الان کمی موضوع پیچیده تر شده است.

سونامی اطلاعات همه پیش فرضها را بهم ریخته و در این دوران گذار تیپ ها نیز کمابیش عوض شده اند و حداقل به دسته های خردتری تقسیم شده اند.

و حتی به نظر من کم کم در حال انقراضند.

اما نتیجه حضور تیپ ها در اذهان چیست؟

قضاوت

قضاوت ثمره مستقیم تیپ سازی است که حرجی هم برآن نیست و جزء لاینفک ذهن است.

بد هم نیست تا زمانی که بد از آن استفاده نکنیم و فقط در حد طبقه بندی و پیشبینی رفتار باشد و ایجاد امنیت برای خودمان

ولی زمانی که بخواهیم فرد مقابل را تخطئه کنیم و او را ارزش گذاری کنیم و خصوصیات تیپیک به او بچسبانیم قضاوت می شود میوه شجره زقوم.

منکر این نیستم که آدم ها به واسطه قرار گرفتن در نقش مشترکی واکنش ها و رفتارهای مشابهی از خود بروز می دهند که نتیجه آن تیپ می شود ولی امروزه دیگر هیچ کس تک بعدی و تک نقشی نیست.

هیچ کس فقط زن خونه یا بازاری نیست.

هیچ کس فقط طلبه و یا دختر جلف نیست.

هیچ کس فقط مادر یا پزشک نیست.

یک زن خانه، دانشجو است، اهل مطالعه است، عضو جامعه های مجازی است، در جوامع محلی حضور فعال دارد و...

یک بازاری دیگر یک فرد شکم گنده پول پرست و خشکه مقدس و در عین حال چشم چران نیست. الان بازاری های ما تحصیل کرده و خوش برخورد و روشنفکر هستند و خیلی وقتها هم خیلی پول ندارند.

پ .ن: تمام اینها شاید به خاطر جوابی بود که به دلاویز توی این بخش دادم و حوصله نداشتم اون چند جمله را اینجا بگویم.

 

۱۳٩۳/٧/٢٦ | ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir