تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

شب عید است...

گفتند شاید امروز عید باشد، دور هم جمع شوید.

چه بی خبر، به قول دوستی عید غیر منتظره.

تا یک ساعت دیگر به بقیه می پیوندم تا تجدید عهد کنم با ایشان، در شهر ها و کشورهای دور و نزدیک.

حس می کنم باید بروم آماده شوم ، غسلی کنم و تجدید وضویی.

اما شرایط مهیا نیست و فایده ای هم ندارد.

دیروز اما روز خوبی بود.

روزی که لحظاتش را با دوستانی نزدیکتر از خواهرم گذراندم و زندگی کردم.

بودنشان برایم گنج بزرگیست.

کنارشان امنیت دارم.

کنارشان آرامش دارم.

کنارشان از سوز دل اشک می ریزم.

کنارشان از ته دل می خندم.

کنارشان شادم.

کنارشان امید دارم.

کنارشان فردا روشن است.

کنارشان من می توانم.

کنارشان رازی ندارم.

کنارشان رهایم.

کنارشان خودم هستم.

کنارشان من هستم.

۱۳٩۳/٧/٢٠ | ٧:٠٢ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir