تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

دلم یک گپ و گفت فارغ از مشکلات می خواهد، یک گپ و گفت پایزی توی یک کافه باصفا و یا حتی گشت و گذاری توی محله های اصیل، دوستانم درگیر مشکلات پیچیده ای هستند که این روزها همراهیمان بیشتر از جنس همدردی و دلداری دادنست تا گپ و گفت بی دغدغه، احتیاج دارم به باد و آفتاب و پاییزی ، احتیاج دارم به صفای طبیعت و گرمای دوستی ، نیاز به حضوری دارم که در کنارش ذهنم درگیر نشود، آرام بگیرم و از این تلاطم روزمره خلاص شوم، نیاز به فضایی دارم برای ته نشین شدن تمام این غبارهای ذهنی ، یک پیاده روی توی کوچه پس کوچه های لاله زار و حافظ ، یا کوچه باغهای تجریش و دزاشیب . یا ولو شدن تو افتاب پاییزی یکی ازین کافه های سرباز شهربا همه خوراکی های بدمزه شون. و یا یکی بود که میامد منو می برد یک سفر کوتاههمین دور و بر، حتی کاشان، حتی ... یک جای دیگر ، طبیعت خونم افت کرده و باید بهش رسیدگی کنم و همینطور آرامشم
۱۳٩۳/٧/٩ | ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir