تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

با خودم شرط و پی کرده بودم، که اولین اصل حفظ تعادل تو زندگیم باشه ولی توی این نه روز که نبود، باز هم هرشب ساعت ده آمدم خانه و توی شرکت همچین غرق کار شدم که یادم می رفت زندگی دیگری هم دارم، این خاصیت مسخ کنندگی را خوب می دانستم و فکر می کردم توان مقابله با آن را پیدا کرده ام ولی اینجوری نشد. و حالا بعد از ده روز باید چاره ای کنم. اگر این انرژی را برای بروژه کاری ناتمام خودم می گذاشتم تابه حال به ثمر نشسته بود. ولی اینکار را نکردم، نه از روی قصد که به خاطر گره های ذهنی ، حالا باید وقتی را که اضافه توی شرکت هستم را به کارهای خودم اختصاص بدهم، ، من برای این ساعات اضافه پولی دریافت نمی کنم و کارهایم هم در همان راستا است می توانم با کمی تغییر در هم ادغامش کنم ، شاید به نتیجه بهتری برسم ده روز آینده را اینگونه امتحان می کنم.
۱۳٩۳/٧/٩ | ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir