تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

وقتی برای دیدارهای دوستانه و غیر رسمی و یا سرزده به خانه دوستی می روم و می بینم خانم خانه ، پیراهن و یا دامن پوشیده است حس خوشایندی پیدا می کنم. جالب است که سالهای زیادی است که در خانواده ما ( نه فقط خانواده کوچک بلکه خانواده گسترده که شامل خاله و عمه و زاد و رودشان هم می شود) کمتر زنی به عنوان لباس خانه از پیراهن یا دامن استفاده می کند و تنها زنهای خیلی مسن هستند که پیراهن های گشاد می پوشند ولاغیر. وگرنه بقیه در زمستان بلوز و شلوار و در تابستان هم به فراخور حاضران در خانه تاپ و شلوارک و یا همان بلوز و شلوار را می پوشند. با دیدن دوستانم در پیراهن های خانگی زنانه حس خوب زنانه ای بهم دست داد و فکر کردم شاید بد نباشد تا تغییری در سبک لباس پوشیدنم ایجاد کنم. در طی عملیات خطیر خانه تکانی متوجه نکته عمیقتری شدم که من نه تنها در میان لباس های خانه ام ، خبری از دامن و پیراهن نیست ، بلکه لباس های رسمی هم یک یا دو پیراهن بیشتر ندارم و کلا بلوز و شلوار است که حرف اول را می زند. البته به نظرم نقش لباس خانه در ایجاد حس خوب زنانه بیشتر از لباس میهمانی است و باید به آن فکر کنم ولی از طرف دیگر کلا هیچ وقت به دامن پوشیدن عادت نکردم و راحت نیستم و لباس خانه قاعدتا باید لباس راحتی باشد تا حس خوبی بدهد، به هر حال باید بیشتر بهش فکر کنم، فعلا شش ماه پاییز و زمستان را وقت دارم.
۱۳٩۳/٧/٥ | ٩:۱۱ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir