تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

فکر می کردم فقط تاب تحمل محیط های پر استرس را ندارم، ولی چند شب پیش توی فرودگاه که منتظر عزیز مسافری بودم متوجه شدم محیط هایی که بار هیجانی-عاطفی دارند برایم غیرقابل تحمل شده اند. دیدن چهره های منتظر پدران و مادران منتظر و یا لحظات سخت آخرین خداحافظی ها همه و همه بند بند وجودم را بدرد میاورد و اعصابم را تحریک می کرد، آنقدر برایم سخت بود که دلم می خواست تمام مدت را به پارکینگ و توی ماشین پناه ببرم، نمی دانم ایا این واکنش به برنامه های آتی است و یا عکس العملی است از سر اعصاب مخدوش؟ به هر حال هرچه بود می خواستم فرارکنم و زودتر تمام آن اتوبان طولانی را را برگردم.
۱۳٩۳/٥/۳۱ | ۸:۳٩ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir